طلبگی، احساس خوشایند پروانگی

یادداشت های علمی یک طلبه

طلبگی، احساس خوشایند پروانگی

یادداشت های علمی یک طلبه

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.

منوی بلاگ
شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ق.ظ

در دعاى مأثور و غیر مأثور

فصل هشتم در دعاى مأثور و غیر مأثور

در این فصل بحث از دعاى مأثور و غیر مأثور است و نتیجه مستفاد آن براى اهل بصیرت بسیار گرانقدر است. مأثور آنست که از پیغمبر و امام منقول است. و خواندن غیر مأثور خواه شخص را قدرت آن باشد که از خود انشاء کند، و یا دیگرى انشاء کرده است بخواند، جائز است و کسى آن را حرام ندانسته است و مانع نشده است چنانکه در ابتداى تصنیف و تألیف و وعظ و خطابه و صلوة جمعه و عیدین و نظیر آنها حق سبحانه را هر کس به لسان خود حمد و ثناء مى‏کند، و سیره علماء بر این سارى است و آن را روا دارند. نقل نکته 884 «هزار و یک نکته» در بیان این مطلب لازم است که آنچه را در این فصل باید بگوئیم در آنجا بطور اجمال گفته شده است، و آن اینکه: اهل بصیرت باید به ذیل این حدیث شریف توجّه تامّ داشته باشند:

فى کتاب الطّبّ لأبى عتّاب عبد اللّه بن بسطام و أخیه الحسین بن بسطام النیسابوریّین: و حدّثنا أبو عتّاب عبد اللّه بن بسطام قال: حدّثنا محمّد بن خلف قال: حدّثنا الوشّاء قال: حدّثنا عبد اللّه بن سنان، عن أخیه محمّد بن سنان قال:

قال جعفر بن محمّد- علیهما الصّلوة و السّلام-: ما من أحد تخوّف البلاء فتقدم فیه بالدّعاء إلاّ صرف اللّه عنه ذلک البلاء. أما علمت أنّ أمیر المؤمنین علیه السّلام قال:

انّ رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله و سلّم قال: یا علىّ! قلت: لبّیک یا رسول اللّه! قال: انّ الدّعاء یردّ البلاء و قد أبرم إبراما.

قال الوشاء: فقلت لعبد اللّه بن سنان: هل فی ذلک دعاء موقّت؟ قال: أما انّى فقد سألت عن ذلک الصّادق علیه السّلام فقال: نعم، أمّا دعاء الشّیعة المستضعفین ففى کلّ علّة من العلل دعاء موقّت، و أمّا دعاء المستبصرین فلیس فی شی‏ء من ذلک دعاء موقّت لأنّ المستبصرین البالغین دعاؤهم لا یحجب (ص 33 ط 1).

این نکته مستبصر را قرّة العین است. و بر این مبنى سیّد بن طاوس- رحمه اللّه- در دعاء هلال شوّال «اقبال» (ص 305 ط رحلى) فرماید: «فصل فیما نذکره من کیفیّة الدخول فی شهر شوّال و ما أنشأناه عند رؤیة هلاله- الى قوله- و أمّا ما یقال عند رؤیة هلال شوّال فقد قدّمنا فی کتاب عمل الشّهر دعاء أنشأناه یصلح لجمیع الشّهور، فان لم یجده فلیقل عند رؤیة الهلال المذکور: اللّهم انّک قد مننت علینا بضیاء البصائر و الابصار» الخ، که از منشئات خود سیّد است و نظائر آن از علماى مستبصر بسیار است. مرحوم استاد علاّمه طباطبائى صاحب «تفسیر المیزان» مى‏فرمود:

سیّد بن طاوس و ابن فهد صاحب «عدّة الداعى» و سیّد بحر العلوم از کمّل بوده ‏اند.

علاوه اینکه ذیل حدیث مذکور سرّى مستسرّ براى اهل سرّ است و اشارات قرآنى نیز بدان بسیار است از جمله در آیات سوره صافّات تدبّر شود- انتهى.

این بود قسمتى از نکته یاد شده که نقل آن را در اینجا لازم دانسته ‏ایم. امام علیه السّلام فرمود: دعاء موقّت براى شیعه مستضعف است امّا شیعه مستبصر براى او دعاء موقّت نیست که خود مى‏داند چه بگوید و چگونه بخواهد زیرا که بالغ است یعنى به حدّ بلوغ عقلى و رشد فکرى رسیده است و به زبان آمده است و به فعلیّت رسیده است. وَ لَمّا بَلَغَ أشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً (قصص: 15).

قرآن کریم بسیارى از غرر دعاها و حکم و کلمات برگزیدگان حق سبحانه را نقل فرموده است این بزرگان خودشان منشى آنها بوده ‏اند و از دیگرى ذکر و دعا نگرفته ‏اند. آرى انسان مستبصر بالغ چنین است که خود لسان اللّه می گردد و به بلوغ کمال خود می داند که چگونه بخواهد و بخواند و ادب مع اللّه را مراعات کند و او را با چه زبانى وصف کند. و آنکه گفته ‏ایم: از جمله در آیات سوره صافّات تدبّر شود، غرض ما این است که خداوند سبحان در آن فرموده است: سُبْحانَ اللَّهِ عَمّا یَصِفُون. الاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصین‏. و به تقریر دلپذیر صاحب «تحفة الملکوک فی السیّر و السّلوک»: «یعنى ایشان مى‏توانند ثناى الهى به آنچه سزاوار بارگاه اوست بجا آورند، و صفات کبریایى را بشناسند و این غایت مرتبه مخلوق است و نهایت منصب ممکن. و تا ینابیع حکمت به امر خداوند بى‏ضنّت از زمین دل ظاهر نشود بنده این جرعه را نتواند کشید، و تا طى مراتب عالم ممکنات را نکند و دیده در مملکت وجوب و لاهوت نگشاید به این مرتبه نتواند رسید. آرى تا کشور امکان را در نوردد پا بر بساط عند ربّهم نتواند گذاشت، و لباس حیات ابدیّه نتواند پوشید و حال آنکه بندگان مخلص را عطاى حیات ابدیّه ثابت و در نزد پروردگار خود حاضرند وَ لا تحْسَبَنَّ الَّذِینَ قَتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أمْواتاً بَلْ أحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون‏ و رزق ایشان همان رزق معلوم است که در حقّ مخلصین فرمود: اولئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ‏». 

تبصره: به مناسبت بحث در دعاى غیر مأثور، اینک درباره حدیث من بلغ نیز به اختصار گوییم: اگر دعائى روایت شده است ثوابى که در آن روایت راجع به آن دعا مذکور است به خواننده آن داده مى‏شود هر چند واقعا از معصوم نباشد چنانکه در روایات فریقین آمده است، و به همین حکم است اگر طریق روایت دعا ضعیف و اسناد آن سست باشد و آن که آگاه به ضعف سند است به قصد قربت مطلق دعا را می خواند نه به قصد ورود و خصوصیّت.

در مجلّد اول «بحار الانوار» (ص 149 ط 1) بابى بدین عنوان است: «باب من بلغه ثواب من اللّه على عمل فأتى به» آنگاه مرحوم مجلسى چند روایت از «ثواب الاعمال» صدوق و «محاسن» برقى و «کافى» کلینى در موضوع من بلغه نقل فرموده است از آن جمله اینکه: «سن: أبی، عن علىّ بن الحکم، عن هشام بن سالم، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال: من بلغه عن النّبىّ صلى اللّه علیه و آله و سلّم شی‏ء من الثّواب فعمله کان أجر ذلک له و ان کان‏ رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله و سلّم لم یقله» . و بعد از نقل این حدیث فرموده است: «هذا الخبر من المشهورات رواه الخاصّة و العامّة بأسانید و رواه ثقة الاسلام فی الکافى»- الخ.

در کتب اصول فقه نیز در پیرامون آن بحث شده است و ردّ و ایراد به میان آورده ‏اند. ورود در هر بحث موجب خروج از موضوع رساله مى‏شود. نکته 646 «هزار و یک نکته» نیز در این موضوع است.

رساله نور علی نور، علامه حسن زاده آملی، ص 71


کلیپ کوتاهی از آیت الله مجتبی طهرانی هم در این رابطه در آپارات گذاشته ایم که می توانید مشاهده بفرمایید.

۹۷/۰۳/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">