عباس ذوالقدری

سلام خوش آمدید

۳ مطلب با موضوع «عرفان :: عرفان عملی» ثبت شده است

اعتکاف عبادتی سلبی است نه ایجابی.

 

صمت

صمت و سکوت یک ریاضت مشروع است. برای انسان سخت است که زبان خود را کنترل کند و از پرحرفی بازدارد، اما اعتکاف یک فرصت و امکانی را فراهم می‌کند که انسان این کار را راحت تمرین کند و بتواند بعد از اعتکاف هم آن را ادامه دهد.

 

جوع

در زمان انبیاء سَلَف سه نفر رفیق گذرشان به دیار غربت افتاد، شب فرارسید، هر یک براى تحصیل غذا به نقطه‌اى متفرّق شدند لیکن با یکدیگر میعاد نهادند که فردا در وقت معیّن در آن میعادگاه یکدیگر را ملاقات کنند، یکى از آنها میهمان بود و دیگرى به میهمانى شخصى درآمد و چون سوّمى جائى نداشت با خود گفت به مسجد مى‌روم و میهمان خدا مى‌شوم، و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقى بود. صبحدم در میعاد خود هر سه نفر حضور یافتند و هر یک سرگذشت خود را بیان کردند. از جانب خداى تعالى به نبىّ آن زمان وحى رسید که به آن میهمان ما بگو: ما میهمانى این میهمان عزیز را قبول کردیم و خود میزبان او شدیم و براى او در صدد تهیّه بهترین غذاها برآمدیم لکن در خزانۀ غیب خود تفحّص کردیم بهتر از گرسنگى غذائى را براى وى نیافتیم».

این روایت در کتاب ارشادالقلوب است.

 

سهر

سهر به معنای شب بیداری و تهجد غیر از سحر است. ان ناشئة اللیل هی اشد وطئا و اقوم قیلا. فرصت شب زنده داری در اعتکاف و تلاوت قران و اقامه نماز شب فرصت مهمی است.

 

خلوت

 

 

ذکر به دوام

 

  • عباس ذوالقدری

مرحوم قاضى‌سعید قمّى نامه ای به مرحوم ملاّمحسن فیض کاشانى رضوان‌اللـه‌علیه می نویسد و در آن از گرفتارى در وادى حیرت و پریشانى أحوال، شکوه کرده و از محضر فیض، طلب درمان و علاج خودمیکند.[۱]

و ملاّمحسن فیض کاشانى در جواب ایشان، نامه ای می نگارد و در آن از تیقّظ و بیدارى ایشان براى سلوک صراط مستقیم، خرسند شده و او را تحسین و ترغیب به ورود در این وادى میکند.

این نامه برای ایجاد یقظه وبیداری و ترغیب به حرکت و سلوک در مسیر کمال در نهایت ایجاز و اختصار و در عین حال مفید و کارآمد است که متن کامل آن تقدیم می شود.

متن نامه عرفانى فیض کاشانى (ره) به قاضی سعید قمی

  • عباس ذوالقدری

در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: إِنَّ شِیعَةَ عَلِیٍّ کَانُوا خُمْصَ الْبُطُونِ ذُبُلَ الشِّفَاهِ أَهْلَ رَأْفَةٍ وَ عِلْمٍ وَ حِلْمٍ یُعْرَفُونَ بِالرَّهْبَانِیَّةِ فَأَعِینُوا عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَا


خُمْصَ الْبُطُونِ:

أَخْمَصُ القدم: فرو رفتگی و گودى کف پا را گویند. و رجل خَامِص یعنی مرد لاغر اندام و شکم فر رفته.

خداى متعال می فرماید: «فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ» کنایه از گرسنگی شدید.

در نهج البلاغه خطبه 119 در باره مؤمنان فرموده «خمص البطون من الصّیام» و در وصف حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله در خطبه 158 فرموده «خرج من الدّنیا خمیصا» از دنیا شکم خالى بیرون رفت.

 

ذُبُلَ الشِّفَاهِ:

ذبل اگر صفت نباتات باشد «ذُبُولًا و ذَبْلًا النباتُ» به معنای آب گیاه کم شد و طراوت آن از دست رفت، و اگر صفت شمشیر و نیزه باشد «الرِّماحُ الذَّوَابِل» به معنای نیزه ‏هاى باریک و تیز و برنده است. بنابراین اگر صفت لب و زبان قرار بگیرد به معنای این است که از شدت تشنگی خشک شده و پوست آن نازک گردیده.


  • عباس ذوالقدری

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.