عباس ذوالقدری

سلام خوش آمدید

ماهو معنى کلمة (برماً) فی قول الإمام الحسین علیه السلام «لا أرى العیش مع الظالمین إلا برماً»

الجواب:

البرم: هو الأمر الممل أو الأمر الذی لا یُطاق، وهو الضجر والسآمة والملالة حیث لا مکان للعیش مع الظالمین.

وقد جاءت الکلمة ضمن خطبة للإمام سلام الله علیه، حیث قام فی أصحابه خطیبًا فحمد الله وأثنى علیه ثم قال:

قد نزل بنا ما ترون من الأمر، وإن الدنیا قد تغیّرت وتنکّرت وأدبر معروفها، واستمرّت حتى لم یبقَ منها إلا صبابة کصبابة الإناء، و إلا خَسیسُ عیشٍ کالمرعى الوبیل، ألا ترون أن الحق لا یُعمل به، وأن الباطل لا یُتناهى عنه، لیرغب المؤمن فی لقاء الله، وإنی لا أرى الموت إلا سعادة، والحیاة مع الظالمین إلا برماً.

ابن عساکر، ترجمة الإمام الحسین (ع)، خطبته فی أصحابه لما نزل به عمر بن سعد، وأیقن أنهم قاتلوه، ص۳۱۴.

 

ترجمه فارسی:

معنای واژهٔ «بَرَماً» در سخن امام حسین علیه‌السلام که فرمود:

«لا أرى العیش مع الظالمین إلا برماً»

«من زندگی با ستمگران را جز ملال و رنج نمی‌بینم.»

پاسخ:

«بَرَم» به معنای کاری ملال‌آور یا امری است که تحمّل‌پذیر نیست؛ و مقصود از آن، دلتنگی، آزردگی، خستگی روحی و ملالت است؛ یعنی جایی که همراهی و هم‌زیستی با ستمگران ممکن و قابل تحمّل نیست.

این واژه در ضمن خطبه‌ای از امام حسین علیه‌السلام آمده است؛ آن‌گاه که در میان یاران خود برخاست و خطبه‌ای ایراد کرد، خدا را ستود و بر او ثنا گفت، سپس فرمود:

«آنچه از اوضاع پیش آمده است، خود می‌بینید. دنیا دگرگون شده و چهره‌ای ناشناس یافته، خوبی‌هایش پشت کرده و پیوسته رو به زوال رفته است، تا آنجا که از آن جز اندکی همچون ته‌ماندهٔ ظرفی باقی نمانده است، و جز زندگی‌ای پست و ناچیز، همانند چراگاهی تباه و زیان‌بار.

آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری به عمل نمی‌آید؟ در چنین شرایطی، شایسته است که مؤمن مشتاق دیدار خدا باشد. و من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم، و زندگی با ستمگران را جز ملال و رنج»

 

منبع:

ابن عساکر، ترجمهٔ امام حسین (ع)، خطبهٔ ایشان در میان یارانش، آن‌گاه که عمر بن سعد بر او فرود آمد و امام یقین یافت که آنان با او خواهند جنگید، صفحهٔ ۳۱۴.

  • عباس ذوالقدری

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.