عباس ذوالقدری

سلام خوش آمدید

۴ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

اذکار سالک الی‌الله: ترجمه بخش اذکار از رساله لقاءالله حضرت علامه حسن حسن‌زاده آملی

 

علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه رساله ای دارند در لقاء الله، با همین عنوان، که در ذیل شرح نامه امیرالمومنین به محمد ابن ابی بکر نهج البلاغه در جلد نوزدهم کتاب منهاج البراعه درج کردند.

این رساله کوتاه یک خاتمه هم در اذکار سالک الی الله دارد که ترجمه آن را با تلخیص اینجا می آوریم. توضیحات بسیار مفیدی هم دارد که حذف کردیم طالبان به اصل کتاب مراجعه کنند. در اینجا فقط خود اذکار را می اوریم که برای سالکان الی الله مفید است و ان شاء الله ورد یومیه خود قرار دهند.

 

سید ابن طاووس در کتاب اقبال الاعمال مناجاتی برای ماه شعبان نقل کرده تحت عنوان مناجات شعبانیه معروف است. فرموده این مناجات امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام و همه امامان از فرزندان اوست که در ماه شعبان خدا را به این کلمات می خواندند:

اللهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اسمع دعائى إذا دعوتک... تا می رسد به اینجا که:

إلهی هب لی کمال الإنقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتّى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلى معدن العظمة و تصیر أرواحنا معلّقة بعزّ قدسک....

تا اینجا که:

إلهی إن أنا متنى الغفلة عن الاستداد للقائک فقد نبّهتنی المعرفة بکرم آلائک....

و تا ایجا که:

 و ألحقنی بنور عزّک الأبهج فأکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا یا ذا الجلال و الاکرام.

 

همچنین در همین کتاب در اعمال رجب آورده: دعایی که شیخ کبیر ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید رضی الله عنه از ناحیه مقدسه امام زمان عجل الله تعالی فرجه نقل کرده است از تویعی که از جانب ایشان صادر شده است:

بسم الرّحمن الرّحیم بخوان در هر روز از روزهای رجب رجب: اللهمّ إنّی أسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک به ولاة أمرک المأمونون على سرّک المستبشرون [المستسرّون در برخی نسخه ها] بأمرک الواصفون لقدرتک المعلنون لعظمتک، و أسألک‌ بما نطق فیهم من مشیّتک، فجعلتهم معادن لکلماتک و أرکانا لتوحیدک و آیاتک و مقاماتک الّتی لا تعطیل لها فی کلّ مکان یعرفک بها من عرفک، لا فرق بینک و بینها إلّا أنّهم عبادک و خلقک، فتقها و رتقها بیدک بدؤها منک و عودها إلیک. إلخ.

این توقیع از اسرار مکنون و مخزون خداوند است، و حقایقی که در آن گنجانده شده است قابل درک است اما قابل توصیف نیست. هر آنکه قلب داشته باشد به ان نائل می شود.

و در دعای عرفه امام حسین علیه السلام:

إلهى تردّدی فی الاثار یوجب بعد المزار فاجمعنی علیک بخدمة توصلنی إلیک کیف یستدلّ علیک بما هو فی وجوده مفتقر إلیک؟ أ یکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتى یکون هو المظهر لک؟ متى غبت حتّى تحتاج إلى دلیل یدلّ علیک؟ و متى بعدت حتّى تکون الاثار، هی الّتی توصل إلیک؟ عمیت عین لا تراک علیها رقیبا، و خسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبّک نصیبا.

إلهی أمرت بالرجوع إلى الاثار فارجعنی إلیک بکسوة الأنوار و هدایة الاستبصار حتّى أرجع إلیک منها، کما دخلت إلیک منها مصون السرّ عن النظر إلیها، و مرفوع الهمّة عن الاعتماد علیها إنّک على کلّ شی‌ء قدیر.

إلهی هذا ذلّی ظاهر بین یدیک، و هذا حالی لا یخفى علیک، منک أطلب الوصول إلیک، و بک أستدلّ علیک، فاهدنی بنورک إلیک، و أقمنی بصدق العبودیة بین یدیک.

إلهی علّمنی من علمک المخزون، و صنّی بسرّک [بسترک برخی نسخه ها‌] المصون.

إلهی حقّقنی بحقائق أهل القرب، و اسلک بی مسلک أهل الجذب.

و کلینی در باب دعاهای تعقیبات نمازها از امام جواد علیه السلام دعایی نقل کرده است تا جایی که عرضه می دارد:

و أسألک الرضا بالقضاء و برکة الموت بعد العیش و برد العیش بعد الموت و لذّة المنظر إلى وجهک و شوقا إلى رؤیتک و لقائک من غیر ضرّاء مضرّة و لا فتنة مضلّة. إلخ.

و در دعای روز دوشنبه امام کاظم علیه السلام آمده:

و أسألک خشیتک فی السرّ و العلانیة و العدل فی الرضا و الغضب و القصد فی الغنى و الفقر و أن تحبّب إلىّ لقاءک فی غیر ضرّاء مضرّة و لا فتنة مضلّة. إلخ. 

کفعمی در بلد امین و مصباح نقل کرده است.

و چند فراز هم از مناجات خمس عشره امام زین العابدین علیه السلام 

در مناجات خائفین:

و لیتنی علمت أمن أهل السعادة جعلتنی و بقربک و جوارک خصصتنی فتقرّ بذلک عینی و تطمئنّ له نفسی... تا: إلهی لا تغلق على موحّدیک أبواب رحمتک و لا تحجب مشتاقیک عن النظر إلى جمیل رؤیتک.

و ر مناجات راغبین إلهی إن کان قلّ زادی فی المسیر إلیک فلقد حسن ظنّی بالتوکّل علیک... تا: و إن أنا متنى الغفلة عن الاستعداد للقائک فقد نبّهتنی المعرفة [المغفرة- خ ل‌] بکرمک و آلائک... تا:

أسألک بسبحات وجهک و بأنوار قدسک، و أبتهل إلیک بعواطف رحمتک و لطائف برّک أن تحقق ظنّی بما اؤمّله من جزیل إکرامک و جمیل إنعامک فی القربى منک و الزلفى لدیک و التمتع بالنظر إلیک.

و در مناجات مطیعین: اللهمّ احملنا فی سفن نجاتک و متّعنا بلذیذ مناجاتک و أوردنا حیاض حبّک، و أذقنا حلاوة ودّک و قربک.

و در مناجات مریدین: و لقاؤک قرّة عینی، و وصلک منى نفسی، و إلیک شوقی و فی محبّتک ولهی و إلى هواک صبابتی و رضاک بغیتی، و رؤیتک حاجتی و جوارک طلبی، و قربک غایة سؤلی، و فی مناجاتک انسی و راحتی [روحی- خ ل‌].

و در مناجات محبین: إلهی من ذا الّذی ذاق حلاوة محبّتک، فرام منک بدلا؟! و من ذا الّذی أنس بقربک فابتغى عنک حولا؟! إلهی فاجعلنا ممّن اصطفیته لقربک و ولایتک، و أخلصته لودّک و محبّتک، و شوّقته إلى لقاءک، و رضّیته‌ بقضائک، و منحته بالنظر إلى وجهک- إلى أن قال: و اجتبیته لمشاهدتک.

 

و در مناجات متوسلین: و اجعلنی من صفوتک الّذین أحللتهم بحبوحة جنّتک و بوّأتهم دار کرامتک، و أقررت أعینهم بالنظر إلیک یوم لقائک، و أورثتهم منازل الصدق فی جوارک.

و در مناجات مفتقرین: ولوعتى لا یطفیها إلّا لقاؤک، و شوقى إلیک لا یبلّه إلّا النظر إلى وجهک.

و در مناجات عارفین: فهم إلى أو کار الأفکار یأوون، و فی ریاض القرب و المکاشفة یرتعون- إلى أن قال: و قرّت بالنظر إلى محبوبهم أعینهم، إلى أن قال: ما أطیب طعم حبّک، و ما أعذب شرب قربک.

و در مناجات ذاکرین: فلا تطمئن القلوب إلّا بذکراک، و لا تسکن النفوس إلّا عند رؤیاک- إلى أن قال: و أستغفرک من کلّ لذّة بغیر ذکرک، و من کلّ راحة بغیر انسک، و من کلّ سرور بغیر قربک.

و در مناجات زاهدین: و اقرر أعیننا یوم لقائک برؤیتک.

پس مراقبت کن به این مناجات خمس عشره امام سجاد علیه السلام مخصوصاً مناجات عارفین و مناجات محبین، که جلای قلوب است.

و در آخر دعای چهل و هفتم از صحیفه سجادیه که دعای عرفه است آمده:

و أ تحفنى بتحفة من تحفاتک، و اجعل تجارتی رابحة، و کرّتی غیر خاسرة، و أخفنى مقامک، و شوّقنى لقاءک- إلخ.

و در توحید شیخ صدوق در باب «فی أنه عزّ و جلّ لا یعرف إلّا به» از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که: إنّ رجلا قام إلى أمیر المؤمنین علیه السّلام و قال: بماذا عرفت ربّک؟ قال: بفسخ العزم، و نقض الهمم لما هممت فحیل بینی و بین همّى و عزمت فخالف القضاء عزمی علمت أنّ المدبّر غیرى، قال: فبما ذا شکرت نعماه؟ قال: نظرت إلى بلاء قد صرفه عنّى و أبلى به غیری فعلمت أنّه قد أنعم علیّ فشکرته، قال: فبما ذا أحببت لقاه؟ قال: لما رأیته قد اختار لی من دین ملائکته و رسله و أنبیائه علمت أنّ الّذی أکرمنى بهذا لیس ینسانی فأحببت لقاه.

و شیخ کلینی در کافی در باب «الاهتمام بامور المسلمین و النصیحة لهم و نفعهم» از سفیان بن عیینة نقل کرده است که شنیدم از ابا عبد اللّه امام جعفر صادق علیه السّلام می فرمود: علیک بالنصح للّه فی خلقه فلن تلقاه بعمل أفضل منه.

 

  • عباس ذوالقدری

استاد فیاضی در تاریخ یک مهر ۶۹ در اولین جلسه تدریس کتاب بدایةالحکمه گفتند:

بعد از اتمام تدریس بدایه، شهید قدوسی از علامه خواستند که کتابی در سطح بالاتری از فلسفه نوشته شود. علامه این بار با در نظر گرفتن مطالب اسفار و تعلیقاتی که ایشان بر اسفار داشت، نهایه را نوشتند. این کتاب در واقع تنقیح مطالب اسفار و حاوی حواشی خود ایشان است. اگر کسی به اسفار مراجعه کند و بعد آن را با نهایه تطبیق کند متوجه می شود که نهایه چه کتاب منقح و درخور تحسینی است.

 

استاد عبدالرسول عبودیت هم گفتند:  فیلم

بدایه و نهایه کتاب درسی نیستند و برای شروع هم اصلا مناسب نیست. ترتیبی هم که خوانده می‌شود اشتباه است قبل از نهایه، کتاب آموزش فلسفه مصباح یزدی را خواندن اشتباه است زیرا نقدهای بسیاری بر نهایه دارد و درستش این است که بعد از نهایه خوانده شود نه قبل از آن. از خود مرحوم علامه طباطبایی هم نقل شده که من نهایه را برای بعد از اسفار نوشته‌ام. و جمع بندی نظرات بعد از مشا و اشراق و صدرا است.

 

  • عباس ذوالقدری

ابومحمد عبدالله بن مُسکان از اصحاب سه امام، امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السلام.  شیخ مفید و نجاشی وثاقت او را تأیید کرده‌اند.

نام او در کتاب اصول کافی، در مجموع سلسله اسناد احادیث و پاورقی برخی احادیث ۶۹۶ بار آمده است.

نکته عجیب درباره او این است که حتی یک حدیث بلاواسطه از امام صادق علیه السلام ندارد و از با واسطه زراره و ابوبصیر و حلبی و ابن ابی یعفور و محمد بن مروان و غیره حدیث نقل کرده است.

  • عباس ذوالقدری

علم لدنی علمی در مقابل علوم دیگر نیست. بلکه همین علوم را اگر خداوند مستقیما و بدون واسطه فکر و کتاب و استاد و کلاس درس به کسی افاضه فرماید می‌شود علم لدنی. و اگر انسان از راه مطالعه و درس بیاموزد می‌شود غیر لدنی. و در هر صورت طبق آیه شریفه «و لایحیطون بشیء من علمه الا بما شاء» فیاض علی الاطلاق علم را افاضه می‌فرماید و هر دانشی نصیب کسی شود از هر طریقی که باشد از جانب خدای علیم است.

  • عباس ذوالقدری

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.