عباس ذوالقدری

سلام خوش آمدید

۳۸ مطلب با موضوع «حدیث و شرح آن» ثبت شده است

احمد بن حنبل در کتاب مسند از «سفینة» غلام رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت کرده که گفت: زنى از انصار دو مرغ بریان وسط دو عدد نان، به پیامبر اکرم هدیه آورد و جلو او نهاد رسول خدا گفت: 

«اللهمّ ائتنى باحبّ خلقک الیک و الى رسولک» 

خدایا محبوب ترین بندگانت را به من برسان همان موقع على (علیه السلام) آمد و صدایش را بلند کرد پیامبر فرمود: او کیست؟ گفتم: على است.فرمود: در را براى او باز کن، در را براى او باز کردم، با پیامبر با هم خوردند و تمام شد.

(از کتاب طرائف سید ابن طاووس)

و نظیر این روایات بسیار است که پیامبر به بهانه‌های مختلف و پیشامدهای گوناگون برای اینکه به اصحاب بفهماند محبوب ترین خللیق نزد خداوند علی علیه‌السلام است چنین کاری کرده است.

  • عباس ذوالقدری

از نشانه‌های دوستِ منافق آن است که اگر با او مخالفت کنی، زبان به غیبتت می‌گشاید؛ چنان‌که در روایتی از امیرالمومنین در امالی صدوق آمده است: «وَإِنْ خالَفْتَهُ اغْتابَکَ».

چه‌بسا سال‌ها با او مأنوس بوده‌ای، و نیکی‌ها در حقش روا داشته‌ای؛ اما همین که در یک خواسته با او همراه نشوی، پرده از چهره برمی‌دارد و آنچه در دل دارد آشکار می‌شود. به جای درک و انصاف، پشت سرت سخن می‌گوید و نپذیرفتنِ خواسته‌اش را دستاویزی برای بدگویی و تخریب تو قرار می‌دهد.

چنین دوستی، دوستیِ حقیقی نیست؛ بلکه رابطه‌ای است مشروط به منافع شخصی. و چه بسا فراموش کردنِ چنین دوستی، آرامشی باشد که انسان را از رنج نفاق و دورویی می‌رهاند.

  • عباس ذوالقدری


آیا دوست دارید عاقبت بخیر شوید؟


1- با تقوا باشید. (سوره قصص آیه 83)
2- دعای مشلول را بخوانید. (مفاتیح الجنان / مهج الدعوات. ترجمه طبسی. ص254)
3- اخلاص داشته باشید و کار را فقط برای خدا انجام دهید. (تحف العقول ص227)
4- انگشتر عقیق به دست کنید. (مکارم الاخلاق. ص87)
5- در اعمال صالح مداومت داشته باشید. (علل الشرایع. ج1. ص113)
6- برای رسیدن به عاقبت بخیری دعا کنید و آن را از خدا بخواهید. (الکافی ج 2 ص 419)
7- قطع رحم نکنید. (تحفة الانبیاء ج 3 ص 691)
8- حلیم و صبور باشید. (بحارالانوار. ج58. ص289)
9- نصیحت شنو و پندپذیر باشید. (تحف العقول. ترجمه جعفری. ص 25)
10- به اندازه کفاف، مالتان برای دنیا باشد و بیشتر آن را برای آخرت خرج کنید. (الحیاة ج 6 ص 64

  • عباس ذوالقدری

محمّد بن حسن بن عماد می‌گوید:

من در حضور علی بن جعفر الصادق (عموی امام رضا علیه‌السلام) در مدینه نشسته بودم، و او بر من حدیث املا می‌کرد.

روزی دیدم حضرت جواد علیه‌السلام که در سنین کودکی بود وارد مسجد رسول خدا شد، على بن جعفر با آن سنّ و سال‏ پیری شتابان برخاست و با پاى برهنه و بدون رداء، به سوى حضرت جواد علیه‌السلام رفت و دست او را بوسید، حضرت جواد علیه‌السلام به او فرمود: «اى عمو بنشین، خدا تو را رحمت کند».

على بن جعفر گفت: «ای آقای من، چگونه بنشینم، با اینکه تو ایستاده‏‌ای؟».

هنگامی که علی بن جعفر (ع) به مجلس درس خود بازگشت شاگردانش گفتند: «تو عموی پدر او هستی، در عبن حال این گونه در برابر او کوچکی می‌کنی!».على بن جعفر گفت: ساکت باشید، آنگاه ریش خود را به دست گرفت و گفت: «اگر خداوند این ریش سفید را شایسته امامت ندانست، و این کودک را شایسته دانست و به او چنان مقامى داد، من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه به خدا از سخن شما، من بنده او هستم»

 

 

 

الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَلَّادٍ الصَّیْقَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَالِساً بِالْمَدِینَةِ وَ کُنْتُ أَقَمْتُ عِنْدَهُ سَنَتَیْنِ أَکْتُبُ عَنْهُ مَا یَسْمَعُ مِنْ أَخِیهِ یَعْنِی أَبَا الْحَسَنِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الرِّضَا ع الْمَسْجِدَ- مَسْجِدَ الرَّسُولِ ص فَوَثَبَ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ بِلَا حِذَاءٍ وَ لَا رِدَاءٍ فَقَبَّلَ یَدَهُ وَ عَظَّمَهُ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا عَمِّ اجْلِسْ رَحِمَکَ اللَّهُ فَقَالَ یَا سَیِّدِی کَیْفَ أَجْلِسُ وَ أَنْتَ قَائِمٌ فَلَمَّا رَجَعَ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِلَى مَجْلِسِهِ جَعَلَ أَصْحَابُهُ یُوَبِّخُونَهُ وَ یَقُولُونَ أَنْتَ عَمُّ أَبِیهِ وَ أَنْتَ تَفْعَلُ بِهِ هَذَا الْفِعْلَ فَقَالَ اسْکُتُوا إِذَا کَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَبَضَ عَلَى لِحْیَتِهِ لَمْ یُؤَهِّلْ هَذِهِ الشَّیْبَةَ وَ أَهَّلَ هَذَا الْفَتَى وَ وَضَعَهُ حَیْثُ وَضَعَهُ أُنْکِرُ فَضْلَهُ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّا تَقُولُونَ بَلْ أَنَا لَهُ عَبْدٌ.

 

اصول کافى، ج۱، ص۳۲۲

 

نقل این روایت از زبان آیه الله جوادی آملی

  • عباس ذوالقدری

 ذا النون یقول: لا تسکن الحکمة معدة ملئت طعاما.

(رساله قشیریه)

 

عنه صلى الله علیه و آله :القَلْبُ یَتَحمَّلُ الحِکْمَةَ عِنْدَ خُلُوِّ البَطْنِ ، القَلْبُ یَمُجُّ الحِکْمَةَ عِنْدَ امْتِلاَءِ البَطْنِ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :دل، هنگام خالى بودن معده، حکمت را مى گیرد و هنگام پُر بودن معده، آن را به دور مى افکند.

 

عنه صلى الله علیه و آله :لا یَدْخُلُ مَلَکُوتَ السَّمَاواتِ و الأرْضِ مَنْ مَلَأَ بَطْنَهُ 

 

فی حدیثِ المعراج : قال [رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله ]: یا رَبِّ، مَا مِیراثُ الجُوعِ ؟ قال : الحِکْمَةُ ، وَ حِفْظُ القَلْبِ ، و التَّقَرُّبُ إلَیّ ، و الحُزْنُ الدّائمُ ، وَ خِفَّةُ المَؤونَةِ بَیْنَ النَّاسِ ، وَ قَوْلُ الحَقِّ ، وَ لا یُبالِی عَاشَ بِیُسْرٍ أوْ بِعُسْرٍ.

فی حدیثِ المعراج: یا أحْمَدُ، إنَّ العَبْدَ إذا أجاعَ بَطْنَهُ وَ حَفِظَ لِسَانَهُ عَلَّمْتُهُ الحِکْمَةَ. وَ إنْ کَانَ کَافِرا تَکُونُ حِکْمَتُهُ حُجَّةً عَلَیْهِ وَ وَبالاً.

رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :نُورُ الحِکْمَةِ الجُوعُ ، و التَّباعُدُ مِنَ اللّهِ الشِّبَعُ ......... لا تَشْبَعُوا فَیُطْفَأَ نُورُ المَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِکُمْ .

 

 

عن علی علیه السلام :مَنْ قَلَّ أکْلُهُ صَفَا فِکْرُهُ

عنه علیه السلام :لاَ تَجْتَمِعُ الفِطْنَةُ وَ البِطْنَةُ

عنه علیه السلام :إذَا مُلِئَ البَطْنُ مِنَ المُبَاحِ عَمِیَ القَلْبُ عَنِ الصَّلاَحِ

 

  • عباس ذوالقدری

امام صادق(ع) فرمود: بعضی از مردم قرآن را تلاوت می‌کنند که گفته شود چه خوب می‌خواند، ‌و برخی دیگر قرآن را برای تأمین معاش و امور دنیوی می‌خوانند. در این دو دسته خیری نیست! ولی بعضی از مردم قرآن را می‌خوانند تا از راهنمایی‌های او بهره‌مند شوند،‌ و در نماز و در هر حال شب و روز از آیات الهام‌بخش قرآن، بهره معنوی و فکری ببرند.

 

قال الامام الصادق(ع): «ان من الناس من یقرأ القرآن لیقال: فلان قاری، و منهم من یقرأ القرآن لیطلب به الدنیا و لا خیر فی ذلک، و منهم من یقرأ القرآن لینتفع به فی صلاته و لیله و نهاره».

____________

عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص 44

  • عباس ذوالقدری

عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ عَنِ الریان [الرَّبَابِ‏] امْرَأَتِهِ قَالَتْ‏ اتَّخَذْتُ خَبِیصاً فَأَدْخَلْتُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یَأْکُلُ فَوَضَعْتُ الْخَبِیصَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ کَانَ یُلَقِّمُ أَصْحَابَهُ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ لَقَّمَ مُؤْمِناً لُقْمَةَ حَلَاوَةٍ صَرَفَ اللَّهُ بِهَا عَنْهُ مَرَارَةَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص150

داود رقّى از همسرش رباب نقل کرده است که: روزى حلوائى از خرما و روغن آماده کرده و آن را به خدمت امام صادق علیه السّلام بردم، هنگامى بر آن حضرت وارد شدم که (با یاران خود) مشغول خوردن غذا بود، حلوا را تقدیم حضرت کردم و آن حضرت با دست مبارک خود، حلوا را لقمه مى‏کرد و به یاران خود مى‏داد، پس شنیدم که مى‏فرمود: کسى که لقمه حلوائى به خورد مؤمنى بدهد، خداوند تلخى روز قیامت را از او برمى‏دارد.

 

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : إنّ فی الجَنَّةِ دارا یُقالُ لَها دارُالفَرَحِ لا یَدخُلُها إلّا مَن فَرَّحَ یَتامَى المؤمنینَ.

کنز العمّال6008

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : همانا در بهشت سرایى است به نام دار الفرح (شادى سرا) که تنها کسانى وارد آن شوند که یتیمان مؤمنان را شاد کنند .

 

رسول الله صلى الله علیه و آله : إنّ فی الجَنَّةِ دارا یقالُ لَها دارُ الفَرَحِ ،لا یَدخُلُها إلّا مَن فَرَّحَ الصِّبیانَ.

کنز العمّال : 6009

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : همانا در بهشت سرایى است به نام دار الفرح که تنها کسانى به آن در آیند که کودکان را شاد کنند

 

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : فَوَالذی وَسِعَ سَمعُهُ الأصواتَ ،ما مِن أحَدٍ أودَعَ قَلبا سُرورا إلّا وخَلَقَ اللّه ُ لَهُ مِن ذلکَ السُّرورِ لُطفا ، فإذا نَزَلَتْ بهِ نائبَةٌ جَرى إلَیها کالماءِ فی انحِدارِهِ حتّى یَطرُدَها عَنهُ ، کَما تُطرَدُ غَرِیبَةُ الإبلِ.

نهج البلاغة : الحکمة 257 .

امام على علیه السلام : سوگند به آن که همه آواها را مى شنود ، هیچ کس دلى را شادمان نسازد ، مگر آن که خداوند از آن شادمانى لطفى بیافریند و بدان گاه که گرفتارى و مصیبتى بدو رسد آن لطف ، همچون آبى که در نشیب روان گردد ، به سوى آن مصیبت و گرفتارى سرازیر شود و آن را از او دور گرداند ، همچنان که شتر غریبه [از میان رمه شتران ]رانده مى شود .

 

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : لا یَرى أحَدُکُم إذا أدخَلَ على مُؤمِنٍ سُرورا أ نَّه علَیهِ أدخَلَهُ فَقَطْ بَل وَاللّه ِ علَینا ، بل وَاللّه ِ عَلى رسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله .

الکافی : 2/189/6

امام صادق علیه السلام : هیچ یک از شما فکر نکند که اگر مؤمنى را شاد کرد فقط او را شادمان ساخته ، بلکه به خدا قسم ما را شاد کرده ، بلکه به خدا قسم رسول خدا را شاد کرده است .

  • عباس ذوالقدری

نَظَرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِلَى رَجُلٍ یَغْتَابُ رَجُلًا عِنْدَ الْحَسَنِ ابْنِهِ ع فَقَالَ یَا بُنَیَّ نَزِّهْ سَمْعَکَ عَنْ مِثْلِ هَذَا فَإِنَّهُ نَظَرَ إِلَى أَخْبَثِ مَا فِی وِعَائِهِ فَأَفْرَغَهُ فِی وِعَائِک‏
امیرالمومنین دید مردی از کرد دیگری در حضور امام حسن علیه السلام غیبت می کند.

رو به فرزندش امام حسن کرد و فرمود: فرزندم گوش خویش از گفتار او منزه دار که پلیدترین چیزی که در ظرف وجودی خود دارد، در وجود تو خواهد ریخت.
 

اختصاص شیخ مفید، ص225

  • عباس ذوالقدری

در روایت آمده امیرمؤمنان (ع) به گورستان گذر کردند و به اهل قبور خطاب نمودند:
 «السلام علیکم یا اهل القبور اموالکم قسمت و دورکم سکنت، و نساءکم نکحت، فهذا خبر ما عندنا، فکیف خبر ما عندکم فهتف هاتف و علیکم السلام ما اکلنا ربحناه و ما قدمنا وجدناه و ما خلفنا خسرناه»

اى خفتگان در گور سلام بر شما، اموالتان میان وارثان تقسیم شد، خانه ‏هایتان را تصرف کرده و در آن نشستند، زنانتان پس از شما ازدواج کرده و شما را از یاد بردند، این است خبرهائى که نزد ماست، شما چه خبر دارید؟
هاتفى فریاد زد: درود بر شما، سود ما همانى بود که خوردیم و مصرف کردیم، و آنچه را پیش فرستادیم یافتیم، و آنچه را باقى گذاشتیم خسارتش بر عهده ما باقى مانده است.

 

کشف‏الاسرار، ج 1، ص 316- ابوالفتوح رازى، ج 1، ص 294
 

  • عباس ذوالقدری

اگر حضرت عبدالعظیم حسنی همین یک روایت را از امام معصوم نقل کرده بود و هیچ فضیلت دیگری نداشت، برای اینکه زیارت قبرش ثواب های عالی داشته باشد کافی بود.

حضرت عبدالعظیم روایت می کند که امام رضا علیه السلام به من فرمود:

«ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را به خودشان راه ندهند. آنان را به راستگویی و امانت داری و سکوت و ترک مجادله در کارهای بیهوده و دیدار از همدیگر و توجّه به یکدیگر دستور بده، چرا که اینها مایه نزدیک شدن به من است. خود را هرگز مشغول دشمنی با یکدیگر نکنید. من با خود پیمان بسته ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد، از خدا بخواهم که او را در دنیا به شدیدترین صورت عذاب کند و در آخرت نیز چنین کسی را از زیان کاران قرار دهد»

۱۵ شوال سالروز وفات حضرت سیدالکریم عبدالعظیم حسنی

  • عباس ذوالقدری

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.