طلبگی، احساس خوشایند پروانگی

یادداشت های علمی یک طلبه

طلبگی، احساس خوشایند پروانگی

یادداشت های علمی یک طلبه

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.

منوی بلاگ
دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۴ ب.ظ

چرا نوزده نگهبان؟

یکی از آثار فاخر جناب علّامه شعرانى رحمة الله تعالى علیه ترجمه کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمی و نوشتن تعلیقاتی ارزشمند بر آن است.


به مناسبت بحث در یکی از این تعلیقات فرموده است:

و من بنده مترجم این کتاب را با ملحدى‏ اتفاق بحثى افتاد که ذکر آن فائدت بسیار دارد.

گفت: در قرآن است که‏ عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ (المدثر،31)، نوزده نگاهبان بر جهنّم گماشته ‏اند، این عدد براى چیست؟

گفتم: عدد را گاه براى مبالغت آورند و غرض بخصوص آن عدد نیست، چنان‏که فرمود: إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ‏ (التوبة- 80)، اگر هفتاد بار استغفار کنى براى ایشان خدا آنان را نیامرزد. و در محاورات گوییم: ده بار تو را دعوت کردم به خانه من نیامدى. صد بار ترا نصیحت کردم نشنیدى.

گفت: نوزده عدد اندک است و مبالغه را نشاید.

گفتم: مبالغت در هر جا به تناسب محل است، بر در زندان دو پاسبان بس است هرچند هزار کس به درون باشند، پس نوزده در اینجا مبالغه را کافى است.

گفت: گیرم که چنین است نوزده چرا اختیار افتاد، ده چرا نگفت؟

گفتم: بزرگتر عددى که ممکن بود در سیاق آیت‏ ها آورده شود آورد زیادتى مبالغت را، که فواصل همه راء است‏ إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ، فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ، ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ، ثُمَّ نَظَرَ، ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ و همچنین تا لوّاحة للبشر، علیها تسعة عشر. و در اینجا از عشر تا تسعة عشر هریک را مى ‏فرمود مناسب بود، و تسعة عشر بزرگتر عدد مناسب بود آن اختیار افتاد.

چون این بشنید سخت شگفت آمدش و گفت: بسیار در آیات قرآن تفکّر مى ‏کنید.

گفتم: قرآن براى همین آمد که تفکر کنند در آن، قوله تعالى: أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد،25)

(نفس المهموم ص 233 موسسه انتشارات هجرت)


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">