طلبگی، احساس خوشایند پروانگی

یادداشت های علمی یک طلبه

طلبگی، احساس خوشایند پروانگی

یادداشت های علمی یک طلبه

عباس ذوالقدری
سایت قبلی 2baleparvaz.ir
کانال تلگرامی قبلی menbardigital@

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ (الکافی، ج‏1، ص: 36) یعنی: هر که براى خدا علم را بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد در ملکوت آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (نهج البلاغه، حکمت 73)
یعنی: کسی که خود را رهبر و امام مردم قرار داد باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود پردازد و پیش از آنکه به زبان تربیت کند، به عمل تعلیم دهد. و آن که خود را تعلیم دهد و ادب کند، به تعلیم و تکریم سزاواراتر است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.

منوی بلاگ
شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۹ ب.ظ

اربعین کلیمی

نامه ‏ها برنامه ‏ها، ص15:

حال که ماه ذوالقعده در پیش است رندان خدا یک اربعین به زندان مى‏ نشینند، یعنى از اوّل آن تا دهم ذى الحجّه اربعین‏ کلیمى‏ دارند. وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً. خواجه حافظ گوید:

سحرگه رهروى در سرزمینى‏    همى گفت این معمّى با قرینى‏

که اى صوفى شراب آنگه شود صاف‏ که در شیشه بماند اربعینى‏

و پیش از وى نظامى گفته است:

جثّه خود پاک‏تر از جان کنى‏ چون که چهل روز به زندان کنى‏

مرد به زندان شرف آرد بدست‏ یوسف ازین روى به زندان نشست‏

رو به پس پرده و بیدار باش‏ خلوتى پرده اسرار باش‏

هرچه خلاف آمد عادت بود قافله‏ سالار سعادت بود

و این بنده گفته است:

یک اربعین به زندان بنشین تا بیابى‏ خیر کثیر حکمت هم درد و هم دوا را

بزداى زنگ و رنگ جام جهان‏ نما را تا بر تو عرضه دارد اسرار ماسوا را


نامه‏ ها برنامه‏ ها، ص35 :

اربعین‏ کلیمى‏ است که از اوّل ذى القعده تا دهم ذى الحجه است. خنک آنکه در این ایام جمع هر دو سفر کند و میقاتش در قربانگاه عاشقان یعنى منى بود.

در این سه آیه کریمه درست تأمّل و تدبّر شود: وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً* وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمِیقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ‏ «اعراف/ 143 و 144».

وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً «بقره/ 52».

و دیگر از غسل توبه یکشنبه ذى القعده و خواندن چهار رکعت نماز بعد از آن‏ چنانکه مسبوقید و هم در اعمال ماه ذى القعده مفاتیح مذکور است غفلت نشود. و هم‏چنین از خواندن دو رکعت نماز بین مغرب و عشاء در ده شب اوّل ذى الحجه تا دهم آن و به دستور این نماز هم مستحضرید و هم در اعمال ماه ذى الحجه مفاتیح مسطور است که در هر رکعت بعد از حمد و سوره توحید یک بار و آیه‏ وَ واعَدْنا مُوسى‏ نیز یک بار خوانده مى‏ شود. عمده حضور است و حضور است و حضور.


نامه‏ ها برنامه ‏ها، ص64 :

خواجه آگاه است که عدد اربعین در تکمیل ناقصان دخلى عظیم دارد، چه در عالم اسرارى عجیب است.

مثلا اولو العزم پنج تن و اصحاب کساء پنج تن، وانگهى هر یک خامس اصحاب کساء، و نماز واجب شبانه ‏روز در پنج وقت آرى، الأرواح جنود مجنّدة.

اربعین‏ کلیمى‏ در پیش دارى‏ وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ... به هوش باش و این کمترین را فراموش مکن.


هزار و یک کلمه، ج‏1، ص58، کلمه 43 :

بدان که طلب رؤیت حضرت کلیم- علیه السلام- بعد از ریاضت اربعین‏ کلیمى‏ بوده است، چه این که و واعدنا موسى ثلاثین لیلة ماه ذى القعده بوده است، و اتممناها بعشر دهه نخستین ذى الحجة؛ و در علّت اتمام بعشر آمده است که لسواک استاک آخر الثلاثین قبل الإفطار؛ و چون اربعین را به اتمام رسانید بدان نعم آلهى که در سوره اعراف آمد تشرف یافت: وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمِیقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قالَ لَنْ تَرانِی وَ لکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ قالَ یا مُوسى‏ إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِی وَ بِکَلامِی فَخُذْ ما آتَیْتُکَ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلًا لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِیکُمْ دارَ الْفاسِقِینَ‏ «سوره اعراف (7): 143- 146»

در اربعین و لیله و میقات و رؤیت و تجلى و ربّ مضاف به موسى و کلمه ربه‏ و امر کلیم به نظر به جبل و دک جبل و صعق موسى و نعمى که بعد از اتمام اربعین بدانها تشرف یافت و لطائف بسیار دیگرى که در آیات یاد شده آمده است باید تأمل بسزا شود و همچنین در روایاتى که از اهل بیت عصمت در این باب مأثور است، و ما به برخى از آنها در شرح عین 28 و 47 کتاب سرح العیون فی شرح العیون اشارتى نموده‏ ایم.


هزار و یک کلمه،ج‏5، ص265:

به دستور حضرت استادم علامه آقا سید محمد حسین طباطبایى (رضوان اللّه تعالى علیه) از اول ماه ذى القعده تا دهم ذى الحجه 1389 ه ق، در اربعین‏ کلیمى‏ بودم‏ وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ...(سوره اعراف، آیه 142)

در اوائل ماه ذى الحجه مذکور به توجه نشسته بودم، انتقالى روى آورد تا در کنار نهرى گذارم افتاد، درخت انجیرى در کنار آن نهر بود و انجیر بسیار داشت، دو دانه از انجیر آن درخت را خورده‏ام‏ وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ‏؛ و در شبهاى دیگر هم کم و بیش حشر با افرادى بود، و گاهى سؤال و جواب هم پیش مى‏ آمد.

تبصره: در بیان و تفسیر کریمه یاد شده و اربعین کلیمى به شرح عین 28 و 47 سرح العیون فی شرح العیون رجوع شود. (ط 1، ص 423 و 585).

دستور: شبى در قم در معیّت حضرت استاد علامه آقا سید محمد حسین طباطبایى (روحى فداه) به سوى منزل آن جناب که بیت المعمور این کمترین بوده است مى‏ رفتیم، در اثناى راه به من فرمود قبل از آن که به توجّه بنشینى: «سوره مبارکه و الضّحى، و الم نشرح را بخوان که براى انتقال، و صفاى باطن، و رؤیاى صالحه در حال توجّه بسیار مفید است».


اى عزیز، بعد از آن که فرعون هلاک شد حق (تعالى) با کلیمش علیه السّلام بناى مواعده گذاشت، قوله (سبحانه): وَ إِذْ فَرَقْنا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْناکُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ. وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ... (سوره بقره، آیه 50 و 51)؛ تا فرعون نفس را نکشتى از اربعین کلیمى لوحى بر موسى روح لائح نخواهد شد.


هزار و یک کلمه، ج‏5، ص266 :

روز جمعه اول ماه ذى القعده 1392 ه- ق، که باز شروع به اربعین‏ کلیمى‏ کرده بودم، در قبضى عظیم به سر مى ‏بردم. به محضر مبارک جناب استاد علامه طباطبائى (شرّف اللّه نفسه القدسیة) تشرّف حاصل کردم و عرض کردم در قبضى عظیم افتاده ‏ام، چیزى بفرمایید تا از آن رهایى یابم و بسطى روى آورد.

در شب دوم آن ماه، بحمد اللّه حضورم خوب بود و بسیار بى‏تابى داشتم و به توجّه نشستم، پس از چندى مختصر روشنایى آمیخته با تاریکى مشاهده کردم، معلومم شد که مراقبت تاریک است و صاف و زلال نیست. در صبح دوم این اربعین دوبار خودم را در حال توجّه بسیار نورانى دیدم، و در همان حال مى ‏گفتم:

«الحمد للّه، معلوم است که مراقبتم خوب است».

دستور: اى عزیز، در حال قبض، ذکر «یا باسط» به عدد اسم «قابض» بسیار نافع است که بسط مى ‏آورد؛ چنان که جهت حلّ باید به عدد عقد خواند، و جهت عقد باید به عدد حل. به نکته 504 کتاب هزار و یک نکته ما رجوع بفرمایید.


نامه ‏ها برنامه ‏ها، ص31:

هرکس که هواى کوى دلبر دارد از سر بنهد هر آنچه در سر دارد

ورنه به هزار چلّه ار بنشیند سودش ندهد که نفس‏ کافر دارد «3»

برادرم قدم اوّل در سلوک توبه و پاکى از گناه و دورى از گفتار ناپاک، و کردار و اندیشه‏ هاى ناشایسته و خویهاى نکوهیده است. در کلام خداى غفور رحیم نیکو تدبّر کن که فرمود: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ‏. سعى کن تا محبوب کردگار شوى. از شیخ عارف شبسترى یادى شود:

موانع تا نگردانى ز خود دور درون خانه دل نایدت نور

موانع چون درین عالم چهار است‏ طهارت کردن از وى هم چهار است‏

نخستین پاکى از احداث و انجاس‏ دوم از معصیت و ز شرّ وسواس‏

سیم پاکى ز اخلاق ذمیمه است‏ که با وى آدمى همچون بهیمه است‏

چهارم پاکى سرّ است از غیر که اینجا منتهى مى‏ گرددش سیر

اگر سالکى بدان‏که طىّ مراحل و قطع منازل جز به گامهاى نفى و اثبات میّسر نیست، و این معنى جز در کلمه طیبه: لا إله إلا اللّه، یافت نشود. اهل اللّه گفتند که هیچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقى درجات و مقامات معنوى اثر این کلمه طیبه را ندارد. از این روى رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود که:

کلّ حسنة یعملها الرجل توزن یوم القیامة إلّا شهادة أن لا إله إلا اللّه فانّها لا توضع فى المیزان لانّها لو وضعت فى المیزان و وضعت السّماوات و الارضون السّبع و ما فیهنّ کان لا إله إلّا اللّه أرجح من ذلک.

به پارسى این‏که: در روز رستاخیز هر کار نیک سنجیده شود جز گواهى دادن به لا إله إلا اللّه که آن را در ترازو ننهند چه اگر در ترازو رود آسمان‏ ها و زمین‏ هاى هفتگانه با وى برابرى نکنند. کنایه از این‏که ثواب این کلمه را نهایت نبود و به شمار نیاید و هیچ چیز هم‏سنگ او نگردد.

در این اوان که بحمد اللّه با لا إله إلا اللّه محشورى، خوش آن‏که با دوست حشر على الدوام دارد. حبیبا همّت بلند دار و از کمال اخلاص:

دوست بگو دوست بگو دوست ‏دوست‏ تا نگرى هرچه بود اوست ‏اوست‏

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">